پدر - مادر سلام

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: رضایت خداوند، در رضایت والدین است

 

کلید سعادت در قرآن

و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا

بعد از اصل توحید به یکى از اساسى ترین تعلیمات انسانى انبیا ضمن تاکید مجدد بر توحید اشاره کرده و مى گوید: «پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید و نسبت به پدر مادر نیکى کنید.»

قرار دادن توحید یعنى اساسى ترین اصل اسلامى در کنار نیکى به پدر و مادر تاکید دیگرى است بر اهمیت این دستور اسلامى.

مطلق بودن «احسان» که هرگونه نیکى را در برمى گیرد و همچنین «والدین» که مسلمان و کافر را شامل مى شود، سومین و چهارمین تاکید در این جمله است.

در ادامه آیه مى فرماید:

«هر گاه یکى از آن دو، یا هر دو آنها نزد تو به سن پیرى و شکستگى برسند، از هرگونه محبت در مورد آنها دریغ مدار و کمترین اهانتى به آنان مکن، حتى سبک ترین تعبیر نامودبانه یعنى «اف» به آنها مگو». اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف «و بر سر آنها فریاد مزن» (و لا تنهرهما)

بلکه «با گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو» (و قل لهما قولا کریما) و نهایت فروتنى را در برابر آنها بنما «و بالهاى تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر» (واخفض لهما جناح الذل من الرحمة).

«و بگو بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خویش قرار ده همانگونه که در کودکى مرا تربیت کرده اند» (و قل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا»

دقت فوق العاده در احترام به پدر و مادر

در حقیقت در دو آیه اى که گذشت، قسمتى از ریزه کارى هاى برخورد مودبانه و فوق العاده احترام آمیز فرزندان را نسبت به پدران و مادران بازگو مى کند:

۱- از یکسو انگشت روى حالات پیرى آنها که در آن موقع از همیشه نیازمندتر به حمایت و احترامند گذارده و مى گوید: کمترین سخن اهانت آمیز را به آنها مگو!

۲- از سوى دیگر قرآن مى گوید: در این هنگام به آنها اُف مگو، یعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفر مکن و باز اضافه مى کند با صداى بلند و اهانت آمیز و داد و فریاد با آنها سخن مگو، و باز تاکید مى کند که با قول کریم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو که همه آنها نهایت ادب در سخن را مى رساند که زبان کلید قلب است.

۳- از سوى دیگر دستور به تواضع و فروتنى مى دهد، تواضعى که نشان دهنده محبت و علاقه باشد و نه چیز دیگر.

۴- سرانجام مى گوید: حتى موقعى که رو به سوى درگاه خدا مى آورى پدر و مادر را فراموش مکن و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما.

احترام پدر و مادر در منطق اسلام

گرچه عواطف انسانى و مساله حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است، ولى از آنجا که اسلام حتى در مسایلى که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمى یابد، سکوت روا نمى دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر مى کند در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله اى دیده مى شود.

به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى کنیم:

الف - در چهار سوره از قرآن مجید نیکى به والدین بلافاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته این همردیف بودن دو مساله بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است.

در سوره بقره آیه ۸۳ مى خوانیم: لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا.

و در سوره نساء آیه ۳۶ و اعبدوالله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا.

و در سوره انعام آیه ۱۵۱ مى فرماید: الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا.

و در آیات مورد بحث نیز این دو را قرین با هم دیدیم.

ب- اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه مى کنند که حتى اگر پدر و مادر کافر باشند رعایت احترام شان لازم است. در سوره لقمان آیه ۱۵ مى خوانیم: و ان جاهداک على ان تشرک بى ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدینا معروفا: «اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوى اطاعت شان مکن، ولى در زندگى دنیا به نیکى با آنها معاشرت نما.»

ج - شکرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شکرگزارى در برابر نعمت هاى خدا قرار داده شده چنانکه مى خوانیم: ان اشکرلى ولوالدیک با این که نعمت خدا بیش از آن اندازه است که قابل احصاء و شماره باشد، و این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران مى باشد.

د - با این که جهاد یکى از مهم ترین برنامه هاى اسلامى است، مادام که جنبه وجوب عینى پیدا نکند یعنى داوطلب به قدر کافى باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهم تر است و اگر موجب ناراحتى آنها شود، جایز نیست.

در حدیثى از امام صادق (ع) مى خوانیم که مردى نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد من جوان بانشاط و ورزیده اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم که از این موضوع ناراحت مى شود، پیامبر (ص) فرمود: «برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایى که مرا به حق مبعوث ساخته است یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.»

ولى البته هنگامى که جهاد، جنبه وجوب عینى پیدا کند و کشور اسلامى در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى پذیرفته نیست، حتى نارضایى پدر و مادر.

هـ - سید قطب در تفسیر فى ظلال حدیثى به این مضمون از پیامبر (ص) نقل مى کند که مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر (ص) را در همان حال مشاهده کرد عرض کرد آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم، فرمود: «نه حتى جبران یکى از ناله هاى او را (به هنگام وضع حمل) نمى کند.»

سخن خود را در این زمینه با حدیثى از امام کاظم (ع) پایان مى دهیم:

امام (ع) مى گوید: کسى نزد پیامبر (ص) آمد و از حق پدر و فرزند سوال کرد فرمود: «باید او را با نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم!) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و کارى نکند که مردم به پدرش بدگویى کند.»

منابع:

۱- تفسیر نمونه
۲- جامع السادات
۳- فى ظلال
۴- نورالثقلین
 
امیر میرابى / جوان شماره 2207

http://www.tebyan-babol.ir/main.asp?id=30807

گوگل

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٢ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط ن.غ نظرات ()

Design By : Pars Skin