پدر - مادر سلام

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: رضایت خداوند، در رضایت والدین است

شعری برای مادرم

flower

 

 

 مادرم وقتی بود آسمان آبی بود

 

عشق با روح نسیم

 در سکوت پرش شب پره ها

 روی ایوان هراس من و ما

با صدای وزش برگ سپیدارسر کوچه ی ما می رقصید.

 

مادرم وقتی بود

همه چی آبی بود،

 آسمان، آب، زمین،

من و  تو ، عشق، سپیدار ، سبد، سیب همه آبی بود

 

مادرم وقتی بود

گنبد مسجد رویای پر از خاطره اش

با دو گلدسته ی گلبانگ گل آواز نماز

 همگی آبی بود

 روی سجاده ی پنهان نماز عشقش

در فضای همه از پوشش عطر گل یاس،

سجده ی عشق به پابوس سلامش می رفت. 

flower

مادرم وقتی بود

 عشق هم آبی بود

مادرم هم گل بود

و هر از چند صباحی که گلی را می یافت

مادرم همچو چکاوک سر یک بید بلند

غرق در عطر نسیم گل سرخ

مادرم هم می خواند.

مادرم وقتی رفت،

آسمان طوسی شد،

پرده ی قرمز عنابی همسایه ی ما،

در نوازش با باد

خارج از پنجره در می غلتید،

ماهی تنگ بلور،

رنگ در باخت و بر بام بلورین پر از آب تپید. 

flower garden in mahalat

مادرم وقتی رفت،

آسمان طوسی شد،

همه چی طوسی شد، 

روح در غربت تنهایی باغ،

باغ در غربت تنهایی گل،

 گل بدون گلبرگ، 

ومن خسته که در غربت آن روح بلند

دست در دست کلام و غزل حافظ عشق

 به تفال با او،

در کنار چمن مزرعه خاطره ها

وزش باد به نجوای دل و جان آمد:

بوسه ای از لب لعلش نچشیدیم و برفت

روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت .

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم

کای دریغا بوصالش نرسیدیم و برفت

سروده ای از محمد علی اردهالی

 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=131381

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط ن.غ نظرات ()

Design By : Pars Skin